X
تبلیغات
شهر من؛ ایرانی کوچک - بازی چشمک!
تاريخ : یکم مرداد 1389 | 16:31 | نویسنده : فاطمه علیپور

در حاشیه‌ی جشن تابستان به روایتِ زهره؛

همه دور هم نشسته بودیم و بر و بر به هم نگاه می‌کردیم تا این‌که یک‌هو محدثه بلند شد و گفت: بیاید چشمک بازی کنیم!

خانم علیپور: یعنی چی؟

زهره: یه بازیه. الان یادتون می‌دم.

محدثه: زهره بلدی بازی رو؟

- آره بلدم. الان توضیح می‌دم.

و زهره شروع کرد به توضیح دادن؛ به تعداد بازیکن‌ها کاغذ تا می‌کنیم و فقط روی یکی از کاغذها ستاره می‌کشیم. هر کسی یک کاغذ برمی‌دارد و خب، یک نفر در جمع هست که کاغذ ستاره‌دار را برداشته است.

محدثه کاغذها را تا کرد و ریخت روی زمین تا هر کسی یک کاغذ بردارد. همه یورش بردند و نفری یک کاغذ برداشتند.

خانم جلیل‌وند کاغذی را که برداشته بود و حالا باز کرده بود را گرفته بود توی دستش و معترض گفت: «قبول نیست من ستاره می‌خوام.» و بعد با خانم میرغیاثی، زدن زیر خنده.

نسترن: اِ...خانم...نباید خودتون رو لو بدید. ستاره فقط به یک نفر می‌رسه!

خانم جلیل‌وند و خانم میرغیاثی دوباره خندیدند.

خانم علیپور: خب...برفرض که ستاره دست ما افتاد، اون‌وقت چی می‌شه؟

زهره: چیز خاصی نمیشه فقط باید یواشکی چشمک بزنین!

خانم میرغیاثی: ای بابا! ببین ما رو به چه کارهایی وادار می‌کنن! آخه چشمک واسه چی!؟

زهره خندید.

خانم علیپور: به کی باید چشمک بزنیم!؟

زهره با اخم: به کی؟خب باید به یک نفر که دوست دارید چشمک بزنید.

خانم جلیل‌وند: خب اگه کسی رو دوست نداشتیم چی‌کار کنیم؟

و دوباره جمع پقی می‌زنند زیر خنده!

خانم علیپور: من چشمک بلد نیستم!

و باز هم هر هر بچه‌ها بلند شد.

نسترن: آخر بازی چی می‌شه بالاخره؟!

زهره نیشخندی زد و به محدثه نگاه کرد. بعد گفت:«محدثه جان شما که پیشنهاد بازی رو دادی خودت بلد نیستی توضیح بدی؟»

داد و هوار بچه‌ها بلند شد:«مسخره...تو که خودت بازی رو بلد نبودی برای چی یه ساعته مارو علاف کردی؟!»

زهره دوباره خندید و از این‌که همه رو سرکار گذاشته بود کیف کرد!

محدثه شروع کرد به توضیح دادند، ولی خودش هم بازی را بلد نبود و بیش‌تر پرت و پلا گفت!

زهره: خوشم می‌آد از این بازی....قشنگیش به اینه که هیچ کدوم بازی رو بلد نیستیم!

و جمع از خنده ترکیدند!

مریم: آقا...اصلاً گل یا پوچ بازی کنیم.

خانم علیپور: من بلد نیستم.

داد و هوار جمع:.....ای خدااااااااااااااااااااا.....


(جمله‌ای از خانم علیپور: آخرش بازی من از همشون بهتر بود!!!!!!!)