تاريخ : هفدهم مهر 1389 | 9:19 | نویسنده : فاطمه علیپور
صبح امروز به مناسبت سال‌روز ولادت حضرت معصومه (س) و هم‌زمان با برنامه‌‌هاي ويژه‌ي كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان براي روز جهاني كودك، جشن روز دختر با حضور دانش‌آموزان دبستان هدايت در مركز شماره دو كرج برگزار شد.
در این جشن، ضمن خوش‌آمدگویی و تبریک به بچّه‌ها، درباره‌ی شخصیّت حضرت معصومه (س) و جایگاه والای ایشان گفت‌‌وگو شد. شعرخوانی، قصّه‌گویی و مسابقه‌ی نقّاشی از دیگر برنامه‌هایی بود که برای دانش‌آموزان به اجرا درآمد. سپس، پیمان‌نامه‌ی جهانی حقوق کودک برای میهمانانِ کوچک کتاب‌خانه خوانده شد.
پذیرایی و بازدید از نمایش‌گاه تابستانی از دیگر بخش‌های برنامه‌ی امروز بود. اشتباه کردم؟ نه. همین که نوشتم؛ نمایش‌گاه تابستانی کتاب‌خانه هم از امروز بازگشایی شد. در این نمایش‌گاه آثار هنری و ادبی اعضای کتاب‌خانه برای بازدید عموم ارائه شده که مجموعه‌ای از فعالیت‌های برگزیده‌ی اعضا در تابستان است. یادتان هست؟ موضوع فعالیت‌های مرکز شماره‌ی دو کرج در تابستان چه بود؟ بله، «جغرافیا». تأثیر برنامه‌های آموزشی مرکز در آثار هنری و ادبی گفتن ندارد. برای این‌که می‌خواهیم از شما رسماً دعوت کنیم تا برای بازدید از نمایش‌گاه تابستانی به کتاب‌خانه‌ی شماره دو کانون (نشانی هم می‌دهم، خاطرجمع) تشریف بیاورید. مطمئن باشید از تماشای کاردستی‌ها، سفال‌ها و نقاشی‌ها و خوش‌نویسی بچّه‌ها  و خواندن آثار ادبی و نشریه‌های دیواری آن‌ها لذّت خواهید برد.
راستی، ثبت‌نام در کتاب‌خانه هم برای مدّت سه روز رایگان است. عکس و فتوکپی شناس‌نامه فراموش‌تان نشود.











نشانی ما: شاهین‌ویلا. خیابان ششم غربی، خیابان قلم، خیابان ششم غربی قلم، بوستان بنفشه

چشم‌انتظاریم.
 


تاريخ : نوزدهم شهریور 1389 | 17:11 | نویسنده : فاطمه علیپور

عید سعید فطر مبارک باد



تاريخ : یازدهم شهریور 1389 | 6:49 | نویسنده : فاطمه علیپور
بگذریم از این‌که گاهی مطالبِ وبلاگ را می‌بینیم که در وبلاگ مراکز دیگر  کانون کپی‌/پیست شده‌اند بدون درج لینک و منبع! و به روی خودمان نمی‌آوریم. حتماً باید با انگشت نشان بدهیم؟ این کار بدی‌ست، نکنید آقاجان!


امّا، این را بگوییم که وقتی دیدیم سایت «گل آقا» با انعکاس گزارش «از فلوریدا تا شاهین‌ویلا» وبلاگ «شهر من؛ ایرانی کوچک» را معرّفی کرده‌ست، بسیار خوش‌حال شدیم.


تاريخ : هجدهم مرداد 1389 | 5:15 | نویسنده : فاطمه علیپور

غُرنامه نوشته بودم، امّا قبل از انتشار «بلاگفا» بازی درآورد و هر چه تایپ کرده بودم، پرید! لابُد قسمتِ مسئولان نبود که از مشکلاتِ ما باخبر شوند. نه! نگران نشوید. خدا بد نداده است. مشکل سرِ یکی، دو دستگاه کامپیوترِ عهد دقیانوس است با اینترنتِ ذغالیِ دایل‌آپ که هی دست ما را می‌گذارند توی حنا. 

بگذریم. گوش و چشمِ شیطان کر از امروز دوباره با اخبارِ تازه از فعالیت‌ها و برنامه‌های کتاب‌خانه در خدمت شما خواهیم بود. به گمانم باید اسپند هم دود کنیم، بس که به روز بوده‌ایم لابد چشم‌مان کرده‌اند. والا.

می‌پرسید در این هفته چه خبر؟ خیلی خبر.

نشریه‌ی داخلی کتاب‌خانه را که گفته بودم برایتان، بعله درست یادتان مانده است؛ «بال‌های کاغذی». نشریه در میان  بچّه‌های کتاب‌خانه توزیع شد و همگی ذوق کردند از دیدن اسم و مطالب‌شان و حالا کلی شوق دارند برای انتشار شماره‌ی بعدی. مشارکت بچّه‌ها بیش‌تر شده و گفت‌وگو و شعر و گزارش و داستانِ شماره‌ی بعدی را آماده کرده‌اند.

بازار مسابقه‌ی کتاب‌خوانی هم‌چنان گرم است و گروه‌های مختلف مشغول رقابت. البته این مسابقه و رقابت به شکل تازه و با آیین جدیدی صورت می‌گیرد که ... به‌زودی گزارش مفصل ما درباره‌ی مسابقه‌ی کتاب‌خوانی را با شرح و عکس خواهید خواند. منتظر باشید.

گروه‌های نشریه‌های دیواری هم مشغول پیاده‌سازی طرح و نوشتن مطالبِ خود هستند. جدای نشریه‌های دیواری با موضوع جغرافیا، یکی از گروه‌های نوجوانِ کتاب‌خانه هم قصد دارد نشریه‌ای را برای جشنواره‌ی امام رضا علیه‌السلام آماده کند. 

پیشاپیش مژده هم بدهم که خانوم علیپور مسئول مرکز برنامه‌ی افطاری را هم چیده‌اند و ضیافتِ رمضانِ امسال هم با شکوهِ گذشته برگزار خواهد شد.

یادتان باشد فردا و پس‌فردا مطالب متنوع وبلاگِ «شهر من؛ ایرانی کوچک» را درباره‌ی کتاب‌های «باغچه‌ی برّه کوچولو»، «مرد جوان و خیاط حیله‌گر»، «ماهی رنگین‌کمان» و ... دنبال کنید.



تاريخ : یازدهم مرداد 1389 | 10:3 | نویسنده : فاطمه علیپور

مانند سال‌های قبل، تابستانِ امسال هم برنامه‌های مسابقه‌ی کتاب‌خوانی در مرکز شماره‌ی دو کرج اجرا خواهد شد. از گروه‌های مختلف سنی در دو بخش اعضای عادی و اعضای فعال ثبت‌نام شده است و برای هر گروه سنی فهرستی از کتاب‌های متنوع و مناسب انتخاب شده است که فعالیت‌های مربوط به آن‌ها به‌تدریج اجرا خواهد شد و شما هم می‌توانید از طریق وبلاگ شاهد رقابتِ بچه‌های کتاب‌خانه باشید.

تاکنون، بیش‌تر از ده گروه کتاب‌خوانی با حضور دخترها و پسرها (کودک و نوجوان) تشکیل شده است که بچه‌ها با هم‌فکری یک‌دیگر اسامی زیبایی را برای گروه‌های خود انتخاب کرده‌اند؛ گروه شبِ برفی، یار مهربان، گل یاس، ماهی رنگین‌کمان، عقاب جنگ‌جوی شماره‌ی 10 و ....

به‌زودی فهرست کتاب‌ها و نام بچه‌هایی که برای مسابقه ثبت‌نام کرده‌اند در وبلاگ منتشر می‌شود.



تاريخ : دهم مرداد 1389 | 9:47 | نویسنده : فاطمه علیپور


بالاخره، شماره‌ی اوّلِ نشریه‌ی داخلی مرکز شماره‌ی دو کرج هم منتشر شد. به! خبر نداشتید؟ پس بگذارید برایتان تعریف کنم. یک‌روزِ خوب و گرم بود در میانه‌ی تیرماه، نشسته بودیم پشت پیش‌خوانِ کتاب‌خانه که خانوم جلیلوند پیش‌‌نهاد داد یک مجله‌ی کوچک داشته باشیم برای کتاب‌خانه. خانوم علیپور (مسئول مرکز) هم استقبال کردند و مجوز شروع فعالیت را دادند. بعد خانوم جلیلوند و خانوم میرغیاثی آستین بالا زدند و با هم‌راهی عده‌ای از بچه‌های کتاب‌خانه (دانیال و شیوا، مریم‌ها با غزاله، مائده و ...) مطالب را تهیه و جمع‌آوری کردند. طراحی فرم و لوگو و ... مجله هم با کی بود؟ بعله. با خانوم جلیلوند. امروز هم«بال‌های کاغذی» آمده شد برای پرواز ... بعله. «بال‌های کاغذی» اسم مجله‌ی ماست. ممنون. درست می‌گویید اسم قشنگی‌ست. می‌پرسید این اسم انتخاب کدام‌مان بود؟ خُب، ما به بچه‌های کتاب‌خانه پیش‌نهاد کردیم درباره‌ی اسم مجله فکر کنند و نظر بدهند. کلی اسم پیش‌نهاد شد تا درنهایت «بال‌های کاغذی» تصویب شد. متأسفانه دوستِ خوبِ نوجوانی که اسم را پیش‌نهاد داد فراموش کرده است اسمش را روی برگه بنویسد و ما هم هنوز موفق نشده‌ایم او را پیدا کنیم. اما از همین تریبون استفاده کرده و از پیش‌نهادِ خوبِ او و ایده‌ی خوب‌تر خانوم جلیلوند تشکر می‌کنیم و شما را هم دعوت می‌کنیم تا «بال‌های کاغذی» را تهیه کرده و مطالعه کنید.


تاريخ : نهم مرداد 1389 | 0:1 | نویسنده : فاطمه علیپور

نه! اشتباه نکنید! مگر می‌شود ما گل‌پسرهای کتاب‌خانه را فراموش کنیم. چه خیالی! فکر کردید جشن و اردو فقط برای دخترهاست؟ نه! برای پسرهای نوجوان و کودکِ کتاب‌خانه هم برنامه داریم؛ یک جشنِ ویژه‌!

درست است که سه‌شنبه‌ی قبل نیمه‌ی شعبان بود و روز ولادت حضرت امام زمان (عج) ولی، ما برنامه‌ی جشن مرکز را به این یک‌شنبه موکول کردیم تا آن گروه از اعضایی که در هفته‌ی قبل (به‌خاطر روز تعطیلِ وسط هفته) به مسافرت رفته بوداند هم بتوانند در جشن کتاب‌خانه شرکت کنند.

پس، منتظر گزارشِ خواندنی و تصویری ما از جشن ویژه‌ی روز یک‌شنبه باشید به‌خصوص آقا مهدی‌ها! چرا؟ بعداً برایتان می‌گوییم. 


+ جشن تابستان (1)

+ جشن تابستان (2)



تاريخ : هفتم تیر 1389 | 3:43 | نویسنده : فاطمه علیپور

مسابقه‌ای مذهبی با عنوان «مهمان خدا» توسط مرکز آفرینش‌های ادبی، هنری کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان برگزار می‌شود که در آن مربیان و اعضای مراکز کانون سراسر کشور می‌توانند شرکت کنند.

به گزارش روابط عمومی کانون، این مرکز با توجه به تقارن دو ماه پایانی تابستان امسال با ماه مبارک رمضان با انتشار فراخوانی کودکان و نوجوانان عضو  و مربیان مراکز کانون را به شرکت در این مسابقه ادبی دعوت کرده است.
در مقدمه این فراخوان با اشاره به این نکته که در گستره ادب پارسی از ماه رمضان بسیار سخن به میان آمده است و شاعران و سخنوران زیادی در این باب سروده‌اند و نوشته‌اند، آمده است: تصاویری که از لحظات پر رمز و راز افطار و سحر، شب های قدر، اولین روز روزه گرفتن، قرآن به سر گرفتن‌های طولانی، اطعام فقر، شادمانی عید فطر و ... در ذهن ما جای گرفته است تصاویر ماندگاری هستند که قابلیت آفرینش ادبی را دارند.
در ادامه این فراخوان چنین تصاویری که در ذهن کودکان ونوجوانان نقش می‌بندد بهانه‌ای عنوان شده برای برگزاری مسابقه‌ای مذهبی تا آثار خلاقانه و زیبای مربیان و اعضای کانون در این زمینه ثبت و منتشر شود.
مرکز آفرینش‌های ادبی و هنری، مربیان و کارشناسان کانون و دانش‌آموزان دوره‌های تحصیلی ابتدایی، راهنمایی و سال‌های اول و دوم دبیرستان (گروه های سنی "ب"، "ج"، "د" و "ه") را مخاطب این مسابقه تعیین کرده است.
بر این اساس دانش آموزان دوره ابتدایی (گروه‌های سنی "ب" و "ج") می‌توانند آثار خود را در قالب‌های ادبی داستان، شعر و قطعه ادبی و دانش‌آموزان دوره راهنمایی و سال‌های اول و دوم دبیرستان (گروه‌های سنی "د" و "ه") و مربیان کانون در قالب داستان و شعر در اختیار کارشناسان ادبی استان خود قرار دهند.
مربیان و کارشناسان کانون می‌توانند سه اثر ادبی خود را در مسابقه مهمان خدا شرکت دهند.
منتخب آثار برگزیده اعضا پس از داوری اولیه توسط کارشناسان استان حداکثر به تعداد مراکز آن استان و تمامی آثار مربیان و کارشناسان استان ها باید تا پایان مهرماه به نشانی تهران، خیابان حجاب، مرکز آفرینش‌های فرهنگی، هنری دفتر مدیریت آفرینش‌های ادبی و هنری کانون ارسال شود.
ثبت مشخصات کامل صاحب اثر شامل نام، نام‌خانوادگی، گروه سنی، استان، شهر، قالب اثر و عنوان آن در کنار نگارش آثار بر اساس قالب آن‌ها در کاغذهای جداگانه و ارسال آثار مربیان و کارشناسان به‌صورت تایپی بر روی لوح فشرده، از جمله مقررات این مسابقه عنوان شده است.
مرکز آفرینش‌های ادبی و هنری کانون در نظر دارد آثار برگزیده و منتخب اعضا و مربیان شرکت‌کننده در این مسابقه را در قالب دفترهای ادبی جداگانه‌ای منتشر کند.

منبع خبر روزنامه‌ی شاپرک



تاريخ : دوم تیر 1389 | 8:50 | نویسنده : فاطمه علیپور

حدیث است از

حضرت امام محمّدتقی علیه‌السّلام

«أَرْبَعُ خِصال تَعَيَّنَ الْمَرْءَ عَلَى الْعَمَلِ: أَلصِّحَّةُ وَ الْغِنى وَ الْعِلْمُ وَ التَّوْفيقُ»
چهار چيز است كه شخص را به كار وا می‌دارد: سلامت، بی‌نيازى، دانش و توفيق.


روز تولّد امام جواد علیه‌السّلام بر همگی شما مبارک


برایتان سلامت، بی‌نیازی، دانش و توفیق آرزو می‌کنیم

همیشه‌ی عمر ذوق و شوق داشته باشید برای کار و کار و کار ...



عکس از این‌جا




تاريخ : بیست و چهارم خرداد 1389 | 12:7 | نویسنده : فاطمه علیپور

از امروز تا دهم تیرماه فرصت دارید. می‌پرسید برای چی؟ برای بازدید از نمایش‌گاه جوان‌ترین تصویرگر ایرانی. کی؟ «یارا محمّدی»  یکی از اعضای مرکز شماره‌ی دو که در کلاس پنجم دبستان درس می‌خواند.
«یارا» از 5 سالگی نقاشی را بدون هیچ آموزشی شروع کرده و از 6 سالگی اسطوره‌های شاه‌نامه را ترسیم کرده است.
هفت‌خوان رستم، نبرد فریدون، مرگ اسفندیار، ضحاک و کاوه آهنگر، سیاوش در آتش، مرگ سهراب و... عنوان تابلو‌های «یارا» است که با مداد رنگی طراحی کرده است.
در کنار نمایش‌گاه نقاشی‌های یارا می‌توانید از نمایش‌گاه کارهای ادبی و هنری اعضای این مرکز در طرح کانون مدرسه نیز بازدید کنید.
چشم‌انتظار هستیم برای دیدار با شما.
                  

تاريخ : نوزدهم خرداد 1389 | 11:35 | نویسنده : فاطمه علیپور

اهمیت علم جغرافیا بر هیچكس پوشیده نیست و آگاهی از ان بحثی است گسترده و جداگانه، در تأثیرگذاری انسان برمحیط و هماهنگ سازی طبیعت با نیازها و خواسته‌های خویش هیچ تردیدی نیست. عوامل جغرافیایی نیز متقابلاً بر سرشت آدمی و اندیشه و ساختار بدنی او اثر گذارده و انسان را زاده محیط خویش ساخته است. رنگ پوست و تفاوت‌های نژادی و گوناگونی قومیت‌ها از همین مقوله و حاكی از دگرگونی عوامل جغرافیایی است. به همین منظور و با توجه به شرایط  محیطی مركز شماره 2 كرج و مهاجرنشین بودن منطقه با نشست‌های همكاران در شوراها و گفتگو با اعضا ‌و بررسی‌های به عمل آمده از نظرات اولیا و هم‌چنین مرور برنامه‌های سال قبل این توافق صورت گرفت كه برنامه‌های تابستان امسال با محور علم جغرافیا  پیش‌بینی و برنامه‌ریزی شود تا اعضای مركز در پایان تابستان تا حدودی با این علم آشنا شوند. آشنایی با تصویر نقشه، آشنایی با وضعیت كره زمین، آشنایی با مختصات جغرافیایی (طول و عرض جغرافیایی و ساعت و.....) و آشنایی با جغرافیای طبیعی (كوه‌ها و رودها و. .....) از جمله اهدافی است که برایاین برنامه در نظر گرفته شده است. دراین‌صورت اعضا می‌توانند در پایان فصل تابستان تعریف كاملی از جغرافیا و نقشه و طول و عرض جغرافیایی و ... ارائه بدهند و دربار‌ه‌ی قاره‌ها و وضعیت آن‌ها اطلاعات کلی داشته باشند. ازاین‌رو، فعالیت‌های مرکز شماره 2 کرج در بخش‌های کتاب‌خوانی، قصه‌گویی، نمایش خلاق، شعرخوانی، معرفی شخصیت، معرفی سرزمین، معرفی وقایع و ایام، بحث آزاد، نشریه دیواری، بازی و سرگرمی، کاردستی و کارگاه‌های ادبی و هنری با محوریّت علم جغرافیا برگزار خواهد شد.



تاريخ : هجدهم خرداد 1389 | 10:1 | نویسنده : فاطمه علیپور

مژده ... مژده ...

ثبت‌نام کلاس‌های مختلف هنری و ادبی آغاز شد

اعضای عزیز مرکز و شهروندانِ خوب در منطقه‌ی شاهین‌ویلا (و حوالی آن) می‌توانند علاوه‌بر استفاده از برنامه‌های فرهنگیِ این مرکز که با شروع تابستان از ساعت نه تا یازده صبح اجرا خواهد شد، نسبت به ثبت‌نام برای کلاس‌های ادبی، سفال، نقاشی و خوشنویسی هم اقدام کنند.

کلاس‌های هنری و ادبی مرکز متناسب با گروه سنی کودک و نوجوان و هفته‌ای یک‌روز تشکیل می‌گردد که  از تاریخ پانزدهم تیرماه آغاز و تا پانزدهم شهریورماه ادامه پیدا می‌کند.

جدول شهریه‌ی مربوط به هر کدام از کلاس‌های هنری و ادبی را می‌توانید در این‌جا ببینید.

برای ثبت‌نام کافی است مبلغ کلاس موردنظر را به شماره حساب سیبا 2173229009000 نزد بانک ملّی ایران واریز کنید و با فیش بانکی به این مرکز واقع در شاهین ویلا، خیابان قلم، ششم غربی، بوستان بنفشه مراجعه کنید. البته، شما از امروز فرصت دارید تا پنجم تیرماه. از دیدارتان خوش‌حال خواهیم شد.




تاريخ : سیزدهم اردیبهشت 1389 | 18:22 | نویسنده : فاطمه علیپور

- از بچّگی‌ام عکسِ حسابی ندارم که نشانِ این و آن بدهم و بگویم: نگاه، چه ماه بودم با این قد و بالا و موها. مگر این چندتا عکسِ زرد و کهنه که دایی‌ام گرفته بود از ما؛ من و مادرم با برادر و خواهر کوچک‌ترم. همگی نشسته بودیم کنجِ اتاق، دوربین هم ایستاده بود روی سه‌پایه. دایی‌ام نور و فاصله را که میزان کرد، دوربین را گذاشت روی تایمر و نشست بغلِ ما؛ من گوشه‌ی دامنِ گل‌آبی‌ام را گرفته‌ام توی دست‌ام و لبم را می‌خورم مثل حالا. برادرم گیلاس به دهان مانده و مادرم، خواهر کوچک‌ترم را سفت گرفته با دست‌هایش و خواهرک زُل مانده به دوربین با آن چشم‌های تیله‌ای سیاه و آدم خیال می‌کند اگر دست‌های مادرم نباشد الان است که شروع کند به دویدن، نگاه کن به آن پاها.

 
- توی این ده تا عکس کم‌تر از ده سال دارم. توی این آخری، دقیق ده سال دارم و ماه بعد هم باید بروم امتحانِ نهاییِ کلاس پنجم را بدهم. شناختی مرا؟ چشم‌هایم که هیچ، دماغِ تابلویم هم بماند، ولی به‌نظر خودم هنوز آنِ نگاهِ توی عکس را دارم. ندارم؟ نگاه کن، ظاهرش این است که مظلوم ایستاده‌ام وسطِ آن دخترک‌های هفده سالِ قبل. زُلفیِ شاگرد زرنگ را می‌بینی؟ سودابه هم هست با اعظم که چشمِ دیدنِ مرا نداشت آن روزها و این روزها گاهی توی خیابان چشم تو چشم شده‌ایم و هم را شناخته‌ایم ولی سلام نکرده‌ایم و فقط رفته‌ایم. این هم آسیه است که بعد از دبیرستان دیگر خودش را ندیدم، اما بابایش را چرا. دیگر آن موتور را ندارد و با پراید سفیدِ یخچالی‌اش توی آژانس خلج کار می‌کند. ملکیان و این دختره ... اسمش چی بود؟ می‌نشست روی نیکمتِ چهارم، سمتِ راست، کنارِ دیوار. آهان، ثریا. مهسا هم این است که پیراهنِ سبزِ ساده پوشیده و ایستاده جلوی من، دخترِ خانوم دهقان. نه! تولّدش نیست. روز معلّم است این‌جا و معلّم مادر مهساست که رنو دارد با هم‌این یک دختر و دانش‌آموزهایی که سی و چندتائیم توی کلاس و کلّی جشن گرفته‌ایم از صبح و بس که تخم‌مرغ شکسته‌ایم روی سر خانم دهقان و خانوم دهقان ....

- این‌طوری بود که چند روز مانده به دوازدهم اردی‌بهشت، کاغذ‌های رنگی را برمی‌داشتیم و با قیچی ریزریز می‌کردیم. پولک و منجوق هم می‌ریختیم قاطیِ خرده‌‌کاغذهای رنگی و بعد، ... لابُد یادتان آمد. طفلکی خودمان. چه همه نگرانِ پوسته‌ی خالی تخم‌مرغ بودیم که یکهو نشکند و بر باد نرود زحمتی که کشیده بودیم برای سوراخ کردن و خالی کردن و خشک کردن تخم‌مرغ. بد و بی‌راهِ مادرمان هم به کنار که هی تخم‌مرغ‌های توی سبدش کم می‌شد و نمی‌دانست آتش‌پاره‌اش می‌خواهد بزرگ‌ترین ژانگولرِ دانش‌آموزی را اجرا کند سر معلّمِ مهربانی که دارد. ما هم فقط دغدغه‌ی اکلیلِ رنگی داشتیم تا بریزیم توی تخم‌مرغ و تخم‌مرغ را بشکنیم روی سر معلّم و جدای جیغ و هیاهو، کاری کنیم که خیلی برق‌برقی بشود معلّم‌مان، خانوم دهقان.

- ... گذشت تا دوازدهم اردی‌بهشتِ امسال که سالِ اوّلِ کار من است در کانون؛ خانوم علیپور (مسئول مرکز) تلفن زد و گفت برنامه چیده برای یک‌شنبه و همه یعنی من و علیپورِ ادبی با هدایتی و بهرامی و رازقی (مربی‌های‌ سفال)، کریمی و اکبریه (مربی‌های فرهنگی)، باقری و پاینده، جلیلوند (مربی‌های نقاشی) با حسینی (مربی خوش‌نویسی) را خبر کرده تا دور هم جمع بشویم به مناسبتِ روز معلّم. برنامه‌ی خوبی بود که جدای گرامی‌داشتِ خاطره‌ی شهید مطهری، فرصتی هم بود برای آشنایی با مربی‌های دیگر مرکز. تازه، کادو هم گرفتیم از خانوم علیپور.  


- آدم است دیگر، ذوق دارد.

تاريخ : بیست و نهم اسفند 1388 | 8:27 | نویسنده : فاطمه علیپور
سالِ 88 هم گذشت و چشم‌انتظار نخستین گام‌های متبرکِ سال نو، سفره چیده‌ایم با سنجد و سماق و سمنو، سیر و سیب و سرکه. گندم هم سبز کرده‌ایم و کنار تنگِ ماهی‌های گلی، آینه و شمع گذاشته‌ایم با حافظ و کتابِ خدا؛ قرآن. بسم‌الله الرحمن الرحیم؛ می‌خوانیم «یا مقلب القلوب والابصار، یا مدبر اللیل و النهار، یا محول الحول و الاحوال، حول حالنا الی احسن الحال.» و امیدواریم به برکتِ آیه‌های نشسته در سفره‌ی هفت‌سین برای سال 89 عاقل‌تر باشیم و صبورتر، پُرامیدتر. الهی که یادمان بماند کاری نکنیم به قانون زمین بربخورد. قوی باشیم و در برابر سختی، با شادابی و شادمانی فقط برویم که انسان در حرکت «آدم» می‌شود.




هم‌کارانِ عزیزِ ما در مراکز مختلف کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در سراسر ایران


دوستانِ مهربان و نازنینِ ما؛ اعضای خوبِ کودک و نوجوانِ کانون

و شما هم‌شهری و هم‌وطنِ جان

عیدتان مبارک

+
 

تاريخ : بیستم بهمن 1388 | 22:8 | نویسنده : فاطمه علیپور

مسابقه‌ی کتاب‌خوانیِ مرکز شماره دو کرج هم در روزهای بیستم و بیست و یکم‌ بهمن‌ماه با محوریّت کتاب‌های امام آمد، درود بر برادر ارتشی و در طلوع آزادی برگزار می‌شود که علاقه‌مندان در دو گروه سنی د و ه می‌توانند در این مسابقه‌ شرکت کنند.



تاريخ : چهارم بهمن 1388 | 21:40 | نویسنده : فاطمه علیپور

انقلاب یعنی گل
در خیال پروانه
نور و گرمی و شادی
در میان هر خانه
انقلاب یعنی جشن
جشن ریشه‌ها در خاك
انقلاب لبخندی است
روی چهره‌ای غمناك
انقلاب چون آب است
درنگاه ماهی‌ها
انقلاب خورشید است
در دل سیاهی‌ها
انقلاب چون باغ است
باغ پر گل و زیبا
باغ سبز آزادی است
باغ انقلاب ما


کمی مانده به روزهای جشن  سی‌ویكمین سال پیروزی انقلاب جمهوری اسلامی ایران. مرکز شماره 2 کانون در کرج هم برای برگزاری باشکوه دهه‌ی فجر، 31 برنامه‌ی متنوع را پیش‌بینی کرده است که به امید خدا با شرکت اعضای ثابتِ مرکز واعضای طرح كانون مدرسه اجرا خواهد شد. مثلاً؟ اگر این روزها به کتاب‌خانه‌ی این مرکز مراجعه کنید، متوجّه‌ی فضای تازه‌ی کانون خواهید شد. پانل‌های سه‌رنگِ سبز و سفید و قرمز به رنگ‌های پرچم کشورمان، پانل‌های دیواریِ معرّفی کتاب‌های مرتبط و ....

برنامه‌های قصه‌گویی و شعرخوانی از كتاب‌های  «خاطرات بچه‌های انقلاب» (جلد 1 و 2) و «خورشیدی اینجا، خورشیدی آنجا» و «پروانه و گل‌سَر» انجام می‌شود. علاوه‌براین، کتاب‌های «مهربان مثل مسیح»، «در پناه خانه دوست» و «گربه ایران ما» نیز روخوانی می‌شود.
کتاب‌های «تفرقه»، «آتش و دریا»، «دهكده كوچك»، «پرواز 4721» و «روح‌الله از تولد تا تبعید» نیز برای مطالعه‌ی بیش‌تر اعضاء معرّفی خواهد شد.
در برنامه‌های بحث کتاب، «دهكده كوچك»، «مهربان مثل مسیح» و «در پناه خانه دوست» موردبررسی قرار می‌گیرد و شخصیّت‌های انقلابی و پهلوی نیز براساس فرهنگ‌نامه‌ی انقلاب اسلامی معرّفی می‌شوند.
معرّفی سرزمین (محل‌های تبعید امام)، معرّفی وقایع و ایام (از 12 تا 22 بهمن) و نشریه‌ی دیواری از دیگر برنامه‌های این مرکز برای دهه‌ی فجر است. 
در بخش پژوهش نیز اعضاء درباره‌ی اتفاق‌های مهم سال‌های 42 تا 57 تحقیق خواهند کرد. و با دوریختنی‌ها، صحنه‌هایی از تظاهراتِ مردمی را مجسّم خواهند کرد.
مسابقه و بازی و سرگرمی‌های متنوع و جالبی نیز متناسب با این دهه طرح شده است. از دیگر برنامه‌های پیش‌بینی‌شده‌ی این مرکز می‌توان به نماش خلاق،نمایش فیلم، نقاشی، سفال، خوش‌نویسی، سرود، طرح‌های ادبی، قصه‌نویسی و ... اشاره کرد.
علاوه‌براین، نمایش‌گاهی نیز از آقار هنری و ادبی اعضای کانون برپا خواهد شد.


تاريخ : یکم دی 1388 | 9:59 | نویسنده : فاطمه علیپور

حدیث شب یلدای مرکز شماره‌ی 2 کرج را به روایت تصویر دیدید.
گفته بودیم که مراسم یلدای امسال را در روز دوشنبه، سی‌ام آذرماه حوالی ساعت سه بعدازظهر برگزار می‌کنیم. امّا، خانم علیپور (مسئول مرکز) و خانوم کریمی و اکبریه (مربی‌های فرهنگی مرکز) از هفته‌های قبل در آماده‌باش بودند تا بتوانند روز خاطره‌انگیزی را برای اعضای مرکز رقم بزنند.
طراحی و ساخت پانل شب یلدا و پنل معرّفی میهمان، دعوت میهمان، خرید شیرینی و آجیل، بسته‌بندی، کادو کردن هدیه‌های اعضای برگزیده وتهیه‌ی یادگاری برای میهمان و .... بخشی از کارهایی بود که برای برگزاری این مراسم انجام شد تا همگی در کنار هم به استقبال طولانی‌ترین شب سال برویم.
البته، خودتان می‌دانید که یلدای امسال مقارن بود با دهه‌ی اوّل محرم به همین خاطر، مراسم مختصر بود و بیش‌تر یک گردهمایی بود برای دیدار با اعضای کانون و برگزاری یک نشست ادبی. یادتان که نرفته است مهمان برنامه را؟ خبر داده بودیم که آقای محمّدرضا بایرامی نویسنده‌ی کودک و نوجوان به مرکز شماره‌ی 2 خواهند آمد.
برنامه‌ی کانون با همراهی اعضای کانون که در سالن اجتماعات حضور داشتند آغاز شد. در ابتدا یکی از اعضای کانون سوره‌ای از قرآن مجید را تلاوت کرد. مراسم باشکوه پخش سرود ملّی و سرود کانون با هم‌خوانی کودکان و نوجوانان شرکت‌کننده اجرا شد و سپس، خانم اکبریه به روی سن رفتند و به میهمانان خوش‌آمد گفتند و درباره‌ی شب یلدا صحبت کردند. در ادامه، مسابقه‌ی نقاشی با چشم بسته برگزار شد. به ترتیب، دختر و پسرهای داوطلب به جلوی سن می‌آمدند و با چشم‌های بسته روی تخته‌ی سفید نقاشی می‌کشیدند. این مسابقه بسیار موردعلاقه‌ی اعضا قرار گرفت و زمانی‌که خانم اکبریه (مجری برنامه و مربی فرهنگی مرکز) و خانم پاینده (مربی نقاشی مرکز) داوطلب شدند برای شرکت در مسابقه، شور و هیجان خاصی در سالن حاکم شد. اعضای کودک و نوجوانِ مرکز مشتاق بودند که ببینند مربی‌های کانون با چشم بسته چه اثر ماندگاری را خلق می‌کنند؟
پس از مسابقه‌ی نقاشی، خانم علیپور مسئول مرکز برای اعضای شرکت‌کننده در مراسم درباره‌ی شب یلدا و تقارن این مراسم با ایّام عزاداری امام حسین (ع) صحبت کردند و گفتند که به دلیل همزمانی با ماه محرم، در سال‌های آینده این جشن در مرکز شماره‌ی 2 برگزار نخواهد شد و امسال هم بهانه دیدار با اعضای مرکز بود و نقدیم جوایز آن‌ها. برای هم‌این سفره‌ی یلدا چیده نشده است و ....
پس از گفت‌‌وگوی خانم علیپور با میهمانان کوچکِ این مراسم، نوبت به میهمانِ بزرگ‌تری بود که به این جشن دعوت شده بود؛ محمّدرضا بایرامی.
محمّدرضا بایرامی به روی سِن آمد و نشست پشت میزی که با سفره‌های قلم‌کار و نور شمع و رحل قرآن و کتاب حافظ بسیار زیبا بود. میکروفن را به دست گرفت و برای اعضای مرکز درباره‌ی روزهای کودکی خود گفت که به مرکزی می‌رفت که در نزدیکی خانه‌ی آن‌ها بود و با علاقه‌ی بسیار به مطالعه‌ی کتاب‌های آن کتاب‌خانه می‌پرداخت. آقای بایرامی از تأثیر آن کتاب‌ها و کانون گفت در ذوق و شوق برای نوشتن و زمانی‌که برای اوّلیّن‌بار داستان نوشت و بعد، وقتی‌که اوّلیّن کتاب او برای کودکان منتشر شد و .... پس از صحبت‌های آقای بایرامی، جلسه‌ی پرسش و پاسخ برگزار شد. به‌این‌ترتیب که در ابتدا آقای بایرامی درباره‌ی آخرین کتاب‌هایی که بچّه‌ها خوانده بودند از آن‌ها سؤال کرد و بعد، نوبت اعضای مرکز بود که سؤال‌های خود را از آقای نویسنده‌ بپرسند و محمّدرضا بایرامی به آن‌ها پاسخ دهد. 
در ادامه، خانم اکبریه اسامی اعضای کانون را که در مسابقه‌های مختلف نمایشی، کتاب‌خوانی و ... در سطح کتاب‌خانه و استان برگزیده شده بودند اعلام کرد تا به روی سِن آمده و جایزه‌ و لوح تقدیر خود را از دست آقای بایرامی بگیرند.
بخش پایانی این مراسم، بخش خوش‌مزه‌ی پذیرایی بود با کیک و نخودچی کشمش، شکلات و ....


{عکس از این‌جا}



تاريخ : بیست و چهارم آذر 1388 | 12:32 | نویسنده : فاطمه علیپور

یادتان هست که گفته بودیم «به امید دیدار شما در یلدای 88»؟ الوعده وفا. یک‌سال گذشت و دوباره در طولانی‌ترین شب سال، با برنامه‌های شاد و متنوع در کنار شما خواهیم بود.

جشن شب یلدای امسال در روز دوشنبه سی‌ام آذرماه 1388 از ساعت سه تا چهار و نیم عصر بر محل مرکز شماره 2 کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان کرج (شاهین ویلا، خیابان ششم غربی قلم، بوستان بنفشه) برگزار می‌شود.

در روز موعود، جشن شب یلدا با نام خدا و تلاوت آیاتی از قرآن مجید و پخش سرود جمهوری اسلامی و سرود کانون آغاز می‌شود. اجرای برنامه با خانم اکبریه خواهد بود. تفأل به دیوان اشعار حافظ و گفت‌وگو درباره‌ی تاریخچه‌ی جشن شب یلدا در ایران از برنامه‌های ویژه‌ی این جشن است که در کنار قصه‌گویی خانم کریمی اجرا می‌شود. خانم کریمی در این جشن قصه‌ی «ننه‌سرما» را برای کودکان و نوجوانان شرکت‌کننده در جشن تعریف خواهد کرد.
البته علاوه‌بر اعضاء کانون، مهمان دیگری نیز در جشن حضور خواهند داشت. مهمان ویژه‌ی ما آقای محمّدرضا بایرامی نویسنده‌ی کودکان و نوجوانان هستند. فهرست آثار منتشر شده‌ی آقای بایرامی را می‌توانید در این‌جا ببینید. بعضی از کتاب‌های آقای بایرامی در کتاب‌خانه‌ی کانون وجود دارد که اعضاء می‌توانند آن‌ها را امانت گرفته و مطالعه کنند. همچنین، کتاب‌های «هفتمین مرد» و «سه روایت از یک مرد» به قلم آقای بایرامی را می‌توانید از این‌جا دانلود کرده و بخوانید.
آقای بایرامی در این جشن برای مهمانان صحبت خواهند کرد و اعضاء کانون می‌توانند سؤال‌های خود را از ایشان بپرسند و جواب بگیرند. علاوه‌براین، آقای بایرامی جوایز اعضای فعّال کانون را نیز به آن‌ها اهداء خواهد کرد.
برگزاری مسابقه‌ی بیست سؤالی و نقّاشی با چشم‌بسته از دیگر برنامه‌هایی است که برای این روز درنظر گرفته شده است. البته، بخش خوش‌مزه‌ی پذیرایی را فراموش نکرده‌ایم و بی‌اندازه چشم‌انتظار هستیم برای میزبانی از شما.


{عکس از این‌جا}


تاريخ : سوم آذر 1388 | 8:46 | نویسنده : فاطمه علیپور


کی برنده شد؟


همزمان با هفته کتاب و کتابخوانی، مسابقه کتابخوانی اجرا شد که  در این برنامه 20 عضو پسر و 29 عضو دختر از گروه‌های سنی مختلف شرکت کردند که برندگان این مسابقه به ترتیب زیر بودند:

گروه سنی ب: بابک فتاحی - ساغر تعاطفی
گروه سنی ج : خشایار نمدیان - مائده منتظری
گروه سنی د: ایمان محمدی مقدم

        
جوایز این عزیزان در مراسم شب یلدای مرکز به انها اهدا خواهد شد.

 
مرکز یک سویه یا دو سویه؟ 

با شروع آذر ماه فعالیت جدیدی در بعضی مراکز کانون از جمله مرکز ما اغاز شد:طرح کانون و مدرسه که امسال شکل جدیدی به خود گرفته است و بعضی مراکز، دو سویه شامل طرح شدند که ما هم از جمله همین مراکز هستیم یعنی هفته ای 2روز مربیان فرهنگی به مدرسه می روند و هفته ای دو روز دانش اموزان مدرسه به مرکز می‌آیند.

دیروز روز اول کار بود و مربی با بار و بندیل به مدرسه رفت، یکه و تنها و بدون نیروی ادبی و هنری که قولش داده شده بود !!!!!! حالا بماند ..........

ساعات خوبی در کنار دانش اموزان سپری شد: قصه و بازی و آزمایش و نون و پنیر و سیب قاچ شده و .......................ساعت 12 برگشتن به مرکز، جای همکاران مراکز یک سویه خالی .....


تاريخ : بیست و پنجم آبان 1388 | 13:46 | نویسنده : فاطمه علیپور
مسابقه برگهای كاغذی

زمان اجرای مسابقه :

شنبه 23/8/88

 یك شنبه 24/8/88

 

دوستان عزیزگزارش اجرای مسابقه تا اخر هفته اعلام می‌شود .........

 

آهای خبر ! همگی خبر !


تابستانی كه گذشت در مراكزكانون طبق برنامه هر سال یك مسابقه كتابخوانی برگزار شد كه هفته پیش برنده های دور استانی این مسابقه اعلام شد و مركز ما هم مثل همیشه چند تا برنده داشت :

 

4 تا برنده : از هر گروه سنی یه برنده :

 "محمد امین راش " ( ب)  با 411 جلد كتاب امانتی

 "شهرزاد رزاق پور" ( ج) با 160 جلد كتاب امانتی

 "غزاله تاریوردیان " (ه) با 95 جلد كتاب امانتی

"عرفان عرب مقصودی" (ه) با 109 جلد كتاب امانتی .

 

-جایزه این بچه‌ها هم روز جشن كتابخوانی درمركز به آنها داده می‌شود.


تاريخ : بیست و چهارم بهمن 1387 | 13:35 | نویسنده : فاطمه علیپور
 روز یكشنبه پسران و دوشنبه دختران (20 و 21 بهمن ماه با حضور 30 نفر از اعضا فعال)

برنامه های اجرایی:تلاوت قران/ سرود ملی/ سرود كانون/ خوش امد گویی/شعر تولدت مبارك از كتاب عصا و اسب چوبی/ صحبت های مسئول مركزدر باره سی امین سالگرد انقلاب اسلامی و متولدین بهمن ماه/قصه گویی/ سرود ایام انقلاب (اجرای گروهی) / مسابقه نقشه ایران/ معرفی اعضا فعال مركز/ عكس یادگاری و اهدا جوایز/پذیرایی با كیك تولد پرچم ایران و نقشه ایران.

 
با تشكر

مربی مسئول كرج 2

                                                                                                                                                                                             فاطمه علیپور


تاريخ : سی ام دی 1387 | 12:42 | نویسنده : فاطمه علیپور
صبح صادق ندمد
تا شب یلدا نرود

(سعدی)

وقتی به روزهای آخر پاییز نزدیک می شویم همه یاد یک چیز هستیم  که با آمدنش روزهای سفید و یخی را برایمان به همراه دارد.
هرسال هم آمدن این میهمان را با شکوه و دقت و لذت جشن می گیریم و از 15 آذر بلکه زودتر برای آمدنش لحظه شماری می کنیم.
شب یلدا مهمان یک شبه ی ما ایرانیها که خیلی هم برایمان عزیز است و پرخرج هم هست فقط یک شب و برای چند ساعت در منازل ما میهمان است و بعد هم با او خداحافظی می کنیم تا سال بعد و شب یلدایی دیگر.
شب یلدا که به اندازه تاریخ قدمت دارد و نزد ما مردم نژاد آریا بسیار محترم است، به اندازه نوروز اهمیت دارد زیرا که از فردای این شب، میترا دوباره متولد می شود و روزهای کوتاه پاییز به بلندی می رود و شبهای بلند و سرد کوتاه‌تر می شود.
این سنت آریایی شب زنده داری در شب یلدا درمراکز کانون هم وارده شده و به جای شب زنده داری مجبوریم که روز زنده داری این شب را جشن بگیریم و در کنار دوستان کوچک خود لحظه های قشنگ و شاد یلدا را سپری کنیم، به سنت نیاکان شب چره یلدای بخوریم و فال بگیریم و حافظ بگوید که سال بعد چه خبر است و حال و فال و مال وسال چگونه است؟

مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید
که از انفاس خوشش بوی کسی می آید

و حالا گزارشی از این جشن کهن در مرکز کرج 2

از اوایل آذر با اعضای مرکز کارها شروع شد، عده ای مشغول درست کردن طراح دیواری شدند، چند نفر هم وظیفه درست کردن یک نشریه دیواری را بر عهده گرفتند، بچه های گروه سنی ج هم کلاژ میوه های این شب را انجام دادند، چند تا از بچه ها گروه سنی د هم طرح معرفی وقایع را انجام دادند  وخلاصه کارها به مرور انجام شد و سرانجام یک هفته به شب یلدا تمام شد.

به اعضای مرکز هم خبر داده شد که به دلایلی (یعنی طرح کانون مدرسه و آموزش یک همکار و مأموریت یک همکار دیگر در جشنواره قصه گویی کشوری) شب یلدای امسال 20 آذر برگزار می شود و خبردار باشید و رأس ساعت 3 در مرکز حضور داشته باشید.

دو روز مانده به جشن هم طرحها روی دیوار رفت و معرفی وقایع در جای خود نصب شده و خانم علیپور هم به همراه خدمات مرکز کارخرید (هندوانه و نارنگی و انار و سفارش شیرینی) را انجام دادند.

صبح روز جشن نیز همه همکاران بسیج شدند و صندلیهای سالن را چیدند و میز را آماده کردند و همه چیز مهیا شد برای پذیرایی از میهمانان کوچک شب یلدا.

کمی مانده به ساعت 3، دو تا دو تا، سه تا سه تا و دسته جمعی اعضا وارد مرکز شدند و با هدایت مربیان در صندلی های خود جایگزین شدند و کمی از 3 گذشته با نام ویاد خدای یکتا، پرودگار بی همتا برنامه شروع شد.

بعد از قرائت سوره مبارک قدر توسط یکی از اعضا، سرود ملی و سرود کانون با همراهی اعضا خوانده شد. حالا نوبت مجری بود که برای حضار صحبتی بکند، کارخوش آمد گویی و صحبت درباره این شب قدیمی توسط مجری برنامه انجام شد و سپس خانم کریمی به رسم این شب باستانی قصه ای زیبا را برای حضار قصه گویی کردند که یکی از بهترین قسمتهای مراسم بود.

پس از قصه گویی مسئول مراکز خانم علیپور برای اعضا صحبت كردند: از شب یلدا و آرزوی سلامتی برای‌آنها تا حضور در كلاسهای هنری ترم زمستان و........

نوبتی هم كه بود نوبت بچه های گروه نمایش خلاق بود كه برای آن روز نمایش قشنگی را تدارك دیده بودند،‌در این برنامه اعضای نوجوان دختر كار كردند و نمایش را اجرا كردند كه دیدنش خالی از لطف نبود و همه لذت بردند.

در هر برنامه مسابقه و گرفتن جایزه  جایگاه خاص خود را دارد كه در این مراسم هم با سئوالاتی كه از قبل طرح شده بود برای اعضا مسابقه برگزار شد و اطلاعات مربوط به سوالات هم در خلال برنامه و مقدمه شروع و ........ در اختیار اعضا گذاشته شده بود.

جایزه هم به اعضای برنده یك عدد سیب، پرتقال یا انار داده شد.......!

یك شب یلدا ویك فال حافظ: با توجه به حضور خانم علیپور مربی ادبی مركز از این فرصت استفاده كردیم و كار تفأل به خواجه شیراز را در این شب به ایشان سپردیم، ‌خانم علیپور هم ابتدا برای اعضا صحبت كوتاهی انجام دادند و سپس از آنها خواستند كه فاتحه ای برای لسان الغیب خواجه شیراز قرائت كنند و بعد هم دیوان حافظ را به نیت همه باز كردند و غزل زیبای « دوش وقت صحر از غصه نجاتم دادند/ و اندر ظلمت شب آب حیاتم دادند»  را خواندند.

و اما حالا نوبت بهترین قسمت هر مراسم و جشن و ...... بود: پذیرایی

 با تداركی كه از قبل توسط مسئول مركز دیده شده بود: ‌با نارنگی و هندوانه و شیرین گندمك از میهمانان پذیرایی شد. هندوانه ها كه توسط مربیان قاچ شده بود و شیرین گندمك هم كه در ظرفها ریخته شده  و برای هركس دو قاشق ریخته می شد،‌ یك عدد نارنگی هم سهم هركس بود.

جشن یلدای مركز كرج 2 با آخرین قسمت یعنی مراسم پذیرایی از اعضا هم به پایان رسید و میهمانان كوچك خود را بدرقه كردیم .

با آرزوی 100 یلدای دیگر برای اعضا وهمكاران و همه كسانی كه می شناسیم و دوستشان داریم.

به امید دیدار شما در یلدای 88 و ......

اعضای میهمان؛ دختران (60) کودک و (18) نوجوان - پسران (45) کودک و (17) نوجوان.



تاريخ : بیست و چهارم دی 1387 | 10:35 | نویسنده : فاطمه علیپور
روز دانش آموز : 13 آبان 87

یار دبستانی من، با من و همراه منی .... .

13 آبان، راهپیمایی دانشگاه تهران، تسخیر لانه جاسوسی و ... .

برگ زرین دیگری بر دفتر دلاوری‌های این مردم همیشه در صحنه. 13 آبان هر سال یاد آور خیلی چیزها و خیلی افراد است که امروز جای خالی آنها خوب احساس می شود و دل ما فشرده می شود .

13 آبان امسال با سالهای قبل در مرکز ما متفاوت بود، با توجه به طرح کانون مدرسه و حضور دوستان عزیزمان در مرکز، این روز برای آنها برنامه هایی اجرا شد:

- معرفی وقایع و ایام
- مسابقه شعار نویسی
- نقاشی
- شعر خوانی
- قصه گویی

در قسمت معرفی وقایع و ایام ، مربی به گفتگو و صحبت درباره این روز و وقایع آن در سال پرداخت و از شهیدان این روز یاد شد و کسانی که جایشان امروز در میان ما خالی است .

 لانه جاسوسی و تسخیر آن توسط مردم در این روز و گروگان گرفتن عوامل استکبار در ایران و ... .

بعد از صحبتهای مربی دو پانل ایستاده در دو طرف مخالف قرار داده شد و تا مسابقه شعار نویسی روی آنها انجام شود .

4 نفر از دانش آموزان حاضر انتخاب و دو تا دو تا در کنار پانها قرار گرفتند و توضیحات لازم به آنها داده شد . سپس با اعلام مربی دو گروه شروع کردند به نوشتن شعارهایی که بلد بودند ، پس از اتمام وقت و اعلان مربی بچه ها دست از کار کشیدند و با شمارش شعارهای کامل که روی پانل نوشته شده بود گروه برنده اعلام شد و جایزه خود را دریافت کرد .

شعر خوانی هم که جزء لاينفك تمام برنامه های کانون می باشد در این جشن نیز برای خود وقتی داشت و شعري از كيهان بچه‌ها توسط مربی برای دانش آموزان به مناسبت این روز خوانده شد و سپس به صورت دسته جمعی قرایت شد.

قصه ی گربه ایران ما متناسب با حال و هوای شعار نویسی و انقلاب و .... .

توسط خانم کریمی برای دانش آموزان حاضر قصه گویی شد که لذت بسیار هم بردند و بالاخره نوبت به آخرین برنامه اجرایی یعنی نقاشي بود که مربی نقاشي مرکز با فضا سازی لازم و توضیح به دانش آموزان از انها خواست که به مناسبت این روز نقاشی متناسب با حال و هوای آن را بکشند .

پس از اتمام کلاس نقاشی کار پذیرایی از مهمانان کوچک خود را انجام داده و آنها را با امید داشتن روزها و لحظه های قشنگ و مفید بدرقه کردیم .

این مراسم برای کلاس خانم ........ از مدرسه هدایت و برای 37  نفر از دانش آموزان دختر انجام گرفت . در شیفت بعد از ظهر مرکز هم برنامه ای جدا گانه ای انجام شد که در آن 30  نفر از اعضای ثابت مرکز حضور داشتند  و مطابق برنامه های صبح برای آنها اجرا شد .


با آرزوی روزها و لحظات پربار و موفق برای آینده سازان اين مرز و بوم.